مرد پیاده

آخرین کاشی ها را شمرد

او دیگر

آنسوی سایه هاست

+ نوشته شده توسط راقم در شنبه نوزدهم مهر 1393 و ساعت 11:10 |
 

اینانماز دیلییمه

گوز تیکه ن

ایاقلار

 

سحر اولمادان

یالواریر

گئده جاقام

گئتیره جاقام

آپاراجاقام

 

کیمی لری

ائشیده جاق

ایاق توتوب

باخاجاقام

اللرینه

+ نوشته شده توسط راقم در شنبه هشتم شهریور 1393 و ساعت 12:30 |
فریاد فردا را

-گوش شیطان کر-

زیر آب

سبز خواهد بود

+ نوشته شده توسط راقم در دوشنبه سی ام تیر 1393 و ساعت 12:18 |
کبوتران

         از دور سرت کوچیدند

تو بی گندم

        شاعر بی شعر را مانی

+ نوشته شده توسط راقم در یکشنبه هجدهم خرداد 1393 و ساعت 12:30 |
شعری از حسین آرزو


در سایت ادبی

                      

                          سیولیشه

+ نوشته شده توسط راقم در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 و ساعت 14:58 |

دوست داشتم که دوستم داشته باشی

عاشقت شدم که عاشقم باشی

ولی تو در سر بالائی کوه

تنهایم گذاشتی

سرد بود

و من سردم بود

دست در جیب کسی نکرده بودم

و جیبی نداشتم

یک یک عطرهای سرگردان

از جلوی بختم رد می شدند

من دختری را بلی نگفتم

از سرازیری کوه

سنگ و سگ بود که به پیشوازم آمد

به پشت سرم

به فردام

چون به خوشبختیم

چشم نداشتم

من خواب باد را می دیدم

تمام دوست داشتنم بر باد رفت

من کوه را دیده بودم

من کوه را خوانده بودم

من کور خوانده بودم


حسین آرزو


تهران 1376 درکه

+ نوشته شده توسط راقم در جمعه پانزدهم فروردین 1393 و ساعت 13:38 |

توهم ابرها را دوست داشتن می خواهی

اما

شبیه کتاب ها و آدمهایت

تو می ترسی از ابرها

صورتت را که پنهان و پیدا کنی اما

آنها نشانت می دهند و

ندادنی است

+ نوشته شده توسط راقم در شنبه دهم اسفند 1392 و ساعت 23:44 |

فکری آزارم می دهد


دلم معجزه می خواهد

و مردم

ساده و آرام از کنارم می گذرند

+ نوشته شده توسط راقم در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 و ساعت 12:40 |
شعری از حسین آرزو در نشریه ادبی


سیولیشه

+ نوشته شده توسط راقم در یکشنبه بیست و نهم دی 1392 و ساعت 12:55 |

ما به دنیا آمدیم

              نه به تبریز


مگر تمام راهها

به روم


ختم نمی شود

+ نوشته شده توسط راقم در دوشنبه چهارم آذر 1392 و ساعت 22:20 |


Powered By
BLOGFA.COM