تریلوژی 1
به امیر علی آذر طلعت
پیوسته از برگ
پا به پای باد
با روزنی از دریچه می نگری
ستاره یا ماه
شایدی در جوانه زدن شوق می زند
پا می کشد لطیف
دانه دانه شن ها را برگ می کنی
سبز نارنج قرمز زرد
می کشی برگ دیوار می سازی
تا آنجا که اندازه در تو جاری ست
می میردچون کلمات
می میرد
چون تنها نیستی
چون تنها دوست ندارد
می میرد
چون اولین تنها نیستی
می مانی
چون آخرین تنها نیستی
+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 0:30 توسط راقم
|
حسین آرزو از دوستان قدیمی بنده است که از سال 1370 از طریق نشریه مهد آزادی که در آن زمان مسئول صفحه ادبی آن بود با ایشان آشنا شدم.ایشان در حال حاضر جلای وطن کرده اند و در آمریکا روزگار می گذراند.اخیرا مجموعه ای از اشعار خود را برایم از طریق استاد رضا همراز فرستاده اند که دو شعر از آنها را زیب وبلاگم می کنم.در نظر دارم وبلاگی به نام ایشان و اشعاری که فرستاده اند دایر کنم.