4


چه می خواهم؟


تکه نانی

و حرفی که گفته باشم

و خنده هائی که نکرده باشی








همراه


زمین هم مثل من تنهاست

به دور از ارتباط برف

                         و چترش ماه

به دور از پیر "دیر و دور"

                               پدر خورشید


و چشمانش به عمق چشمه رویای تو بسته ست

زمین هم مثل من تنهاست

به تلخ لحظه فریاد قبل از فجر

حضور حمله ی سرمای بیداری

سفید لحظه ها را جشن بردند

دل تاریک شب در غار خوابید

زمین تنهاست مثل من همیشه

و آب

آئینه ی چشمان من شد

تو ماندی

ما نرفتیم

تهران 1376

2


من

مادر

و این همه زن

1

1


....و این گناه باران نیست

اگر ما مرده ای را با آن

غسل دهیم

و گناه هیچ ستاره نیست

که گریه های شبانه را

نگاه می کنند!


2


از من عبور کن

شیطان شفاف

که مرز باید پایان پذیرد

در این که "منم"

در این که "توئی"