4
چه می خواهم؟
تکه نانی
و حرفی که گفته باشم
و خنده هائی که نکرده باشی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 23:5 توسط راقم
|
چه می خواهم؟
تکه نانی
و حرفی که گفته باشم
و خنده هائی که نکرده باشی
زمین هم مثل من تنهاست
به دور از ارتباط برف
و چترش ماه
به دور از پیر "دیر و دور"
پدر خورشید
و چشمانش به عمق چشمه رویای تو بسته ست
زمین هم مثل من تنهاست
به تلخ لحظه فریاد قبل از فجر
حضور حمله ی سرمای بیداری
سفید لحظه ها را جشن بردند
دل تاریک شب در غار خوابید
زمین تنهاست مثل من همیشه
و آب
آئینه ی چشمان من شد
تو ماندی
ما نرفتیم
تهران 1376