پائیزی*
با برگ می آئی
چشم بر جای پای خود می گذاری
باد را می نگری نشسته
و ستاره را
و ماه را
درخت شوق سبزست
بی برگ بی برگ
دیوار کلمات
دیوارهای بزرگ دیگر
از دستان ناتوان تو
می شکنند در میان آنها
تنها کلمه دوست
کلمه خوب نمی بینی
*به مرشد
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22:31 توسط راقم
|
حسین آرزو از دوستان قدیمی بنده است که از سال 1370 از طریق نشریه مهد آزادی که در آن زمان مسئول صفحه ادبی آن بود با ایشان آشنا شدم.ایشان در حال حاضر جلای وطن کرده اند و در آمریکا روزگار می گذراند.اخیرا مجموعه ای از اشعار خود را برایم از طریق استاد رضا همراز فرستاده اند که دو شعر از آنها را زیب وبلاگم می کنم.در نظر دارم وبلاگی به نام ایشان و اشعاری که فرستاده اند دایر کنم.