گمنام پنجره هائی

ای پرپشت از محبت

آرام می آغازی

بی پناه از عشق

شکسته مظلوم محبت

دل می داری در ایستگاه باران

پر از سبد های خاطره

خواب می مانی

از بی اعتنائی سکوت