زمین هم مثل من تنهاست

به دور از ارتباط برف

                و دختراش ماه

به دور از پیر دیر و دور

                پدر خورشید

 

و چشمانش به عمق چشمه رویای تو بسته ست

زمین هم مثل من تنهاست

به تلخ لحظه فریاد قبل از فجر

حضور حمله سرمای بیداری

سفیدصفحهها را جشن بردند

دل تاریک شب در غار خوابید

زمین تنهاست مثل من همیشه

و آب آیینه چشمان من شد

تو ماندی ما نرفتیم